چاپ مطلب
گروه : خبر
/ دیدگاه
تاریخ : 9 دى, 1398 - 11:25
قصه آدم و هوا-41 مثل آدم.. مثل حوا

مثل «آدم و حوا» دست به دست هم سپرده و دل داده‌ای جدایی ناپذیر شده‌ایم، اما فرقی میان ما هست. «سیب ممنوعه» توانست آدم و حوا را از بهشت برین برهاند اما هیچ ممنوعه‌ای در این شهر نمی‌تواند دستان هوا را از نفس‌های آدم بگیرد.

ترافیکال- از زمانی که قصه آدم و هوا در شهر گنبدهای فیروزه‌ای مطرح شد و میان آدم‌ها دست به دست گشت تا امروز زمان زیادی نگذشته است اما گویی از تاریخ آمده است، از همان زمانی که آدم و حوا شروع به نفس کشیدن کردند تا به امروز که ما اصفهانی‌ها روایتگر آدم و هوا شده‌ایم.

قصه آدم و هوا ابداع شد تا چاره‌ای باشد برای ترافیک نفس گیر اصفهان، برای هوای آلوده‌ای که این روزها نفس شهر را هم گرفته است. قصه آدم و هوا آمد تا  راهی باشد بر بیراهه شلوغی‌های بی حد و اندازه‌ای که هیچ چیز نمی‌توانست جلویش را بگیرد.

قصه آدم و هوا از کودکی و کوچه و خانه آغاز شد، به نوجوان و جوان‌های پا به توپ و پر شر و شور رسید و در کنار پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان آرام گرفت و حالا آدم و هوا قصه‌ای چهار فصل از سالهای کودکی تا پیری آدم‌هاست تا در  هوایی سالم نفس بکشند و از روزها و شب‌هایشان لذت ببرند.

آدم و هوا قصه کاهش ترافیکی است که ارمغان غرور ماست و شاهد زیر پا گذاشتن قانونی که می‌خواست هوایمان را داشته باشد.

این روزها اصفهان قصه آدم و هوا را آنقدر خوب روایت می‌کند که به دل همه کودکان هم نشسته است و از آن برای هم می‌گویند، قصه آدم و هوا آمده است تا جانی دوباره به جان‌های آدم‌ها ببخشد و هوایی برایشان به ارمغان بیاورد که کمتر دلواپس شادی کودکانه شان باشند.